اشنای دور

این روزها که زمان می کذردُ هر روز احساس می کنم کسی در باد مرا فریاد می

 

 

زند. و احساس می کنم مرا از عمق جاده ای مه آلود کسی صدا می زند...

 

 

 

- یک آشنای دور...!!! -

 

 

و آهنگ صدای آشنای او مثل عبور نور. ومثل صدای آمدن روز است...

 

 

ـ آن روز که ناگزیر می آید...!!

 

/ 5 نظر / 42 بازدید
نیما

سلام.از وبلاگ و نوشته های زیبات معلوم بود بچه شهر ما هستی.من هم بچه ساری هستم.

یه مردادی

سلام.قدر خودت رو بدون واقعا زیبا مینویسی.راستی منم ساروی هستم.

نیما

[چشمک]

یه مردادی

سلام.اگه مال خودت نیست چرا منبع رو ننوشتی؟حالا دوست نداری ننویس.چرا دعوا میکنی؟

هادی

مثل همیشه آپ هاتون فوق العادست حتما به وبم سر بزنین در مورد کتاب جدیدمه خوشحال میشم :)