مادر

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم

برادرم گفت : چرا چتری با خود نبردی؟

خواهرم گفت : چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟
پدرم با عصبانیت گفت : تنها وقتی سرما خوردی
متوجه خواهی شد…
اما مادرم در حالی که موهای
مراخشک می کرد گفت:باران احمق…
  مادر خوبم دوست دارم.

/ 8 نظر / 12 بازدید
ارسلان

سلام غزاله جان ...مرسی که سر زدین به وبم...... وبلاگتونو دوست داشتم ....عالین هم مطالب هم عکسااااا[گل] راستی میلینکمتون[لبخند][چشمک]

yayoOo

بسیبار وبلاگ زیبایی دارید......

سرطان احساس

سلام از وبتون خوشم اومد به خصوص اون متن شعر سلطان صدای ایران راستی باتبادل لینک مو افقی پس منو باعنوانه وبم لینک کن و همیشه بیا من از لینک کردنهای الکی خوشم نمیاد

محمد مهدی ( مازنی ریکا )

سلام دوست عزیز [لبخند] خوبی؟[گل] مطالبت وبلاگتون قشنگ هست [لبخند] با 10 پُست جدید بروز هستم [گل] منتظر حضور گرم شما دوستان هستم [قلب]

ارسلان

سلام ... آمدیم نبودید رفتیم !!! راستی خوبی؟

ارسلان

این روزها نمیشود که به آدمها دل بست ...چندی است به درخت کوچه دلبسته شده ام چون همیشه هست!!!! [گل][گل][گل] نیستی اما هرجا هستی خدا کنارت[گل]

ارسلان

با ارزوی ۱۲ ماه شادی ۵۲ هفته خنده ۳۶۶ روز سلامتی ۸۷۶۰ساعت عشق ۵۲۵۶۰۰دقیقه برکت ۳۱۵۳۰۰ثانیه دوستی سال نو پیشاپیش مبارک. ————————— ... ![گل][لبخند]

shams

مادر نمــای قــدرت دنیـــای خلقـــت است مادر به مـا ز ایــزد یکتــا فضیـــلت است فـردوس را بــــه زیر قدمهـــاش مانده رب کـو را مقــام، بعــد خـــدا در عبـادت است