بعد مدتها اومدم

دلگیرم!!!

و البته خسته از این همه خواستن ها و نشدن ها :(

/ 3 نظر / 40 بازدید
sina

سلام غ ز ا ل ه فقط نگو ساری . خیلی خاطرات بدی دارم ازش . اما وبتون قشنگه فقط و آمدم همه مطالبتون را بخونم

sina

سلام هر وقت نام غزاله را می شنوم می روم تبریز و شهریار می شوم . و در شهر سهراب سپهری خواب سرو می بینم یاد شعر شهریار و دختر دوستش که کارمند بانک بود و نامش غزاله بود شهریار را دعوت کرده بود به صرف شام و مشاعره همینکه شهریار وارد شد غزاله گفت : سلام ای پادشاه غزل شهریار فی البداهه گفت : پادشاه غزلم خواند غزال وحشی بد نشد به غزلی صید غزالی کردیم . و.....

sina

سلام مقداری نگاهت را برای خواستن قانع کن که ویرانه ها از خواستن های نشدنی درست شده اند. غم ها - غصه ها - اشک ها - درد ها - حرفهای نگفتنی و...