اهو...

از گل نازم خداااااا بوده منظورم....

این روزها بحث و گفتگو راجع به موفقیت، شادی، خوشبختی و خانواده و مقوله‌هایی از این دست،‌بسیار راجع و معمول است و به نظر می‌رسد که همه می‌‌خواهند به منتهای خوشبختی و شادی و موفقیت برسند و بهترین پدر، مادر یا همسر باشند. اگر از مردم بپرسید موفقیت در زندگی را چطور تعریف می‌کنند، پاسخ‌های بیشتر آن‌ها حول محور پول و درآمد و ثروت کلان، دور می‌زند و اکثریت آن‌ها معتقدند که موفقیت بستگی به مقدار درآمد و ثروت هر کسی دارد. بعضی دیگر نوع شغل هر کسی را معیار تعیین‌کننده موفقیت یا شکست او می‌دانند. حال سوال اینست که چرا همگی ما موفقیت در زندگی را با موفقیت در شغل و کسب و کار در یک راستا و مشابه فرض می‌کنیم؟


موفقیت در حرفه و کسب و کار به خود هر فرد بستگی دارد و این که چطور بتواند امور کاری و پولی و مالی‌اش را مدیریت نموده با چالش‌ها روبه‌رو شود. در این میان یک نکته هست که بسیاری از صاحبان کسب و کار به آن توجه ندارند: کسب موفقیت در کسب و کار به این معنی نیست که اوهمه وقتش را کار کند و بقیه جوانب زندگیش را به گوشه‌ای رها کند.
موفقیت واقعی یک کارآفرین هنگامی معلوم می‌شود که او توانسته باشد بین زندگی شخصی و خانوادگی و زندگی کاری و حرفه‌ایش، تعادل مناسبی برقرار کند.
اگر یک کارآفرین خانگی یا حتی یک کارآفرین با سابقه و قدیمی، نتواند در برقراری این تعادل موفق شود، زندگی راحت‌ و آسوده‌ای نخواهد داشت. موفقیت در کسب و کار و ناکامی در زندگی خانوادگی و روابط با اعضای خانواده، نه تنها نشان از یک کاسب موفق ندارد بلکه ناتوانی او در حفظ تعادل فوق را به تصویر می‌کشد.
عکس این حالت هم وجود دارد. یک کاسب مستقل را داریم که بی‌توجه به امور کاری و مسائل و مشکلات کسب و کارش، بیشتر اوقات را با خانواده‌اش می‌گذراند و اجازه می‌دهد که آنها وقت اختصاص یافته به کارش را هدر دهند. او پدر/مادر خوبیست و نیازهای عاطفی خانواده‌اش را تامین می‌نماید ولی کاسب موفقی نیست. این شخص هم نتوانسته تعادل مورد نیاز را برقرار نماید.
هر انسانی با هر شغل و حرفه‌ای و هر سن و سالی، نیازهای گوناگونی دارد که تامین مناسب هر یک از آنهاست که انسانی با سلامت جسم وروان حاصل از این مجموعه متعادل است که در آن هیچ چیز را از قلم نینداخته است. نیازهای جسمی، روانی، مادی، معنوی و عاطفی، همگی مهم هستند و برآوردن آن‌ها وظیفه هر انسان. کار و کسب و کارآفرینی تنها بخشی از زندگی اوست. اکثر این اشخاص آنقدر به این بخش کوچک می‌پردازند که دیگران و کسانی که به آنها نیاز دارند- خانواده و دوستان و یا منابعی که مورد احتیاج همه انسان‌هاست - را نادیده انگاشته از آنها غافل می‌شوند. خوب فکر کنید. آیا شما هم این چنین کاسبی هستید؟به راستی چرا این گونه است؟
بعضی از این کارآفرینان می‌گویند که آنها هر چه می‌کنند، برای خانواده‌شان است. آن‌ها سخت کار می‌کنند تا بتوانند لوازم مورد نیاز آن‌ها را تهیه کرده و زندگی راحتی برایشان فراهم نمایند. تا به این‌جا ایرادی نیست ولی نکته پنهان اینست که این افراد گرفتار حاضرند همه چیز به خانواده‌شان بدهند و هر چه که بتوانند فراهم کنند ولی از یک چیز دریغ می‌کنند: وقت گرانبهایشان.شاید به نظرتان ساده وبی‌اهمیت برسد ولی همین چیز ساده، برای خیلی‌ها بسیار مهم است.
خانواده شما که پدر یا مادری گرفتار دارند، کلمه "عشق" و "محبت" در یک عبارت ساده خلاصه می‌شود: "بابا و مامان برای ما وقت می‌گذارند"، آنها "عشق" را با "ز-م-الف- ن" مترادف می‌دانند.
وقت و زمان ارزشمند شما، گوشه‌ای از زندگیتان است و اگر قسمتی از وقتتان را به دیگران اختصاص دهید، معنی‌اش اینست که گوشه‌ای از زندگیتان را به او بخشیده‌اید.
به یاد بسپارید که موفقیت در کسب و کار فقط با مقدار پولی که هر ماهه به خانواده می‌‌دهید، سنجیده نمی‌شود. واقعیت انکارناپذیری هست که می‌گوید شما باید برای موفقیت در کسب و کار سخت تلاش کنید ولی حقیقت محکمتری در وقت گذاشتن برای افراد خانواده و عزیزان را امری ضروری بدانید. وقت گرانبهای شما تنها متعلق به خودتان نیست. چون دیگر تنها زندگی نمی‌ کنید و خانواده‌ای دارید که به شما علاقه‌مندند و صد البته که شما هم دوستشان دارید.
موفقیت‌های مادی و فیزیکی عناصری قابل لمس هستند که به مرور زمان کمرنگ شده، آن اهمیت اولیه‌شان را از دست می‌دهند یا این که به کلی نابود می‌گردند. آن موفقیت‌ها و دست‌آوردهایی که به چشم دیده نمی‌شوند، آن گنج‌هایی‌ هستند که همیشه پایدار وجاودان می‌مانند.
شما می‌توانید هم یک خانواده شاد و مستحکم داشته پدر یا مادری مسئول، دوست داشتنی و مورد اعتماد باشید؛ هم این که در عرصه کسب و کارتان به موفقیت‌های بزرگ دست یابید.

روزنامه تفاهم

[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱/٩ ] [ ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ] [ غزاله ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه